پرنده های سیاسی

نامه ای به خاتمی

سلام آقای خاتمی

من یک دانشجو هستم. همان قشری که همیشه مورد حمایت شما بوده است و امروز صراحتا به او ظلم می شود.

 من یک دانشجو هستم. دانشجویی که قرار است فردای این مملکت را بسازد. دانشجویی که به واقع سرمایه این ملت است.

اما ما در این مدت چه دیدم؟آری به راستی هیچ بجز توهین و تحقیر ندیدیم. آقای رئیس جمهور به دانشگاه ما می آمد ولی انقدر برای ما ارزش قائل نمی شد که با ما حرف بزند تاجواب صدها چرای مارا بدهد که البته در حال حاضر دیگر چرایی برای ما وجود ندارد.

یک انجمن اسلامی داشتیم که با حقارت تمام انتخاباتش را برگذار کرد و به ما نشان داد دانشگاه هم واقعا نمونه کوچکی از یک جامعه است اگر در جامعه استبداد حکمران شود در دانشگاه هم حکمران می شود.

آقای خاتمی تنها امید ما انتخابات مجلس بود. باچه ذوقی دوستانی را که کاملا ناامید شده بودند تشویق می کردیم تا به یاران خاتمی رای بدهند ولی نتیجه آن هم بی نتیجه بود.

دوستان بسیجی و اصول گرا به ما می خندند و دوستان رادیکال هم به ما تشر می روند که دیدی هیچ فایده ای نداشت.

آقای خاتمی تمام این حرف ها را زدم که بگویم با وجود مشکلات زیاد،با وجود اینکه در خیابان در ملاعام مردم را می زنند ، با وجود دین ستیزی، با وجود تعصبات نابخردانه هنوز طرفدار سرسخت شما هستم و هنوز فریاد می زنم زنده باد آزادی.

ما تا همیشه متنظر شما می میانیم ای استاد صلح طلب و صبور



هر روز بدتر از دیروز

به چه چیز امید ببندیم.
رای به چه چیز بدهیم وقتی تنها یک الت دستیم.
وقتی تقلبات با آشکاری تمام بیداد می کند چه باید کرد. همچنان باید رای داد؟

 



از چه می توان نوشت؟

مطالب زیاد است و حوصله کم است.
غم دل زیاد است و همدرد کم است.
از چه می توان نوشت ؟ می توان نوشت هر روز بیشتر  سقوط می کنیم. می توان نوشت گستاخی انقدر زیاد شده که به نوه ی بناینگذار این حکومت توهین می شود. می توان نوشت در فضای انتخاباتی جز سردی هیچ چیز حس نمی شود.
می توان نوشت که دلسوزان و رفیقان هر روز در زیر بار سنگین این مرتعجین از بین می روند.
چه می توان گفت؟ شاید بهترین سخن سکوت باشد به راستی نمی دانم.
اه که قلبم چه به درد می آید وقتی به یاد می آورم که ما ایرانی ها چقدر کودک مانده ایم


نه بدبختی

بدبخت ملتی که از مذهب به باور از کذرگاه دشت و دمن به معبرشهر و از حکمت به منطق روی         می اورد.

بدبخت ملتی که خود نمی بافد آنجه بر تن می کند خود نمی کارد آنچه می خورد  و خود نمی فشارد شرابی را که می نوشد.

بدبخت ملت مغلوبی که دبدبه فتاح را همچون کمال فضیلت می بیند  و زشتی فاتح در دیدگانش زیبایی جلوه می کند.

بدبخت ملتی که در عالم خواب با زیانکاری در می اویزد اما در بیداری به باطل تسلیم می شود.

بدبخت ملتی که صدای خویش را جز در مراسم تشببع جنازه بلند نمی کند فقط بر سر گور قدرشناسی خود را نشان می دهد و زمانی به شورش بر می خیزد که گردن او زیر تیغه شمشیر است.

بدبخت ملتی که فرزانه او بی صدا قهرمانش نابینا  وکیل دعاویش پشت هم انداز است.

بدبخت ملتی که سیاست او تردستی  فلسفه او شعبده بازی و صنعت او یرهم بندی است.

بدبخت ملتی که در آن هر قبیله ای خود را ملتی قلمداد می کند.

جبران خلیل جبران

 ملت ایران در طول تاریخ ۲۵۰۰ ساله اش دچار کدامین بدبختی های ذکر شده بوده؟

 

 

 



تحريم انتخابات روشی برای پاک کردن صورت مسئله؟

به نام خدا

می توان زمزمه های دوباره تحریم انتخابات را شنید.  کاری به انتخابات مجلس ۷ ندارم که کاملا با زگو کننده است مه تحریم هیچ فایده نداشت جز ورود افرادی که فقط به انتظار دستور دولت هستند و گویی در ابتدای خدمت خود قسم نخورده اند که باید در جهت پیششبرد اهداف نظام عمل بکنند . البته شاید این اهداف باقی ماندن احمی نژاد به هر صورت است.

انتخابات ریاست جمهور در سال ۱۳۸۴:دوره دوم احمدی نژاد و هاشمی رسنجانی به رقابت پرداختند و کسانی مثل من که نمی خواستند هیچ کدام این دونفر رئیس جمهور بشوند رای ندادند.نتیجه: دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور شد.

تحریم انتخابات در واقع یک نوع اعتراض بی سر و صدا و بدون خشونت به عملکرد نظام است. ولی در کشور ما اعتراض معنایی ندارد ما در هر صورت باید متشکر از نظام باشیم . همانطور که همه می دانند تقلب از همان ابتدای ایجاد جمهوری اسلامی ایران متاسفانه وجود داشته. اگر رای ندهیم به جای ما رای می دهند پس تحریم انتخابات جز انتخاب افراد متعصب تر و ایجاد مجلسی با ماهیت مجلس ۷ فایده ای نخواهد داشت. خوب می دانیم مجلس چه نقش مهمی بر انتخابات ریاست جمهوری دارد.

 خیلی ها خواستار استیضاح احمدی نژاد هستند ولی مطمئا کسی خواستار انتخاب دوباره احمدی نژاد و دوستانش نیست.



۱۸ تيری دوباره؟

مدت هاست که دانشجویان بجز مشکلات سیاسی دچارمشکلات صنفی زیادی هستند. این تازگی ندارد.

آیا به حق است نخبگان کشور ما همان آینده سازانی که تنها برای خالی نبودن عریضه از آنها دم می زنید چنین زندگی در خوابگاها محل درس خواندن داشته باشند؟

اگر کمی فکر کنیم شاید به ذهنمان خطور کند که الان فصل امتحانات است و باید دید که چه فشاری بر روی این قشر آمده است که  دیگر توان تحمل ندارند؟

می گویند به آنها قول مساعدت دادیم. آیا این اولین بار است که چنین قول هایی می دهید و عمل نمی کنید؟

براستی تاریخ درس مظلومی است که چنین پند می دهد ولی کسی گوشش بدهکار نیست.

آیا خواستار استعفای آقای عمید زنجانی شدن یک خواسته صنفی نیست؟ کسی که دانشگاه تهران را شبیه حوزه کرد و ما دانشجویان را از وجود استادان ارزشمند محروم نمود.

البته باید ذکر کنم گروه های سیاسی و استقلال طلبان قومی نباید از این اوضاع سوء استفاده کنند. ولی چه می شود کرد که نارضایتی دانشجویان فقط به یک جرقه نیاز داشت.فقط امیدواریم در این اعتراضات بیش از این به دانشجویان صدمه نزنند که این بار دیگر دانشجویان فریاد خود را در گلو خفه نمی کنند.

و تمام ما بر سر کسی فریاد می زنیم که با تقلب و ریا بالا آمد و گویا تنها هدفش ویرانی ایران بود و هست.

آقای پریزیدنت شما خود را اصلا نگران نکنید.شما و دوستان نخبتان به همان امر به معروف و نهی از منکر بپردازید( گو اینکه خود نیاز به امر به معروف شدن و نهی از منکر شدن دارید ) و مساله هلوکاست را پی گیری کنید و بروید با کشور های کمونیست طرح دوستی بریزید که لیقتتان جز آن نیست.

از زحمت بی وقفتان نیز برای فیلتر کردن هر چه بیشتر سایت ها و وبلاگ ها ممنون



مجلس رهبر رئيس حمهور

فقط می تونم به آقای دکتر احمدی نژاد توصیه کنم یک بار هم شده یه صورت دقیق قانون اساسی را مطالعه بفرمایند. تضمین می کنم ضرر نمی کنند. کمی از وقتی که صرف مسافرت به استان های کشور میگذارند صرف مطالعه بفرمایند.

فکر می کنم پرزیدنت فکر میی کنند به جای منصب رئس جمهوری منصب دیگری دارند. باید یه ایشون عرض شود که رئیس قوه مجریه هستند نه رئیس سه قوه . وحق دخالت در ۲ قوه دیگر را ندارند. ولی ما شاهد دخالت های بسیار بی جا و بر خلاف قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ایشان هستیم.

اگر تا الان نمایندگان کمی تا قسمتی محترم رئیس جمهور را استیضاح نکردند بر می گردد به دوستی و هم حزب بودن با جناب رئیس جمهور.اما با اعمالی که جناب آقای دکتر انجام می دهند کم کم این رفاقت را خدشه دار می کنند. اگر من مشاور رئیس جمهور بودم (خدا آن روز را نیارد ) به  جناب آقای دکتر یادور می شدم که مجلس بر استقلال خود تاکید دارد و نمی شود خیلی با ان بازی کرد. البته شاید مشاور ایشان یا نزدیکان تذکر داده باشند ولی شاید همانطور که به وزیربهداشت ابراز لطف کرد آقایان دیگر را مورد لطف خود قرار دهد  



دولت کم آورد

سه روز متولی تهران- به یاد داشته باشید تهران پایتخت است -تعطیل اعلام شد.کمبود گاز در این روز های سرد بیش از حد خودنمایی می کند و البته مردم ایران نیز در بد مصرف کردن سر آمد هستند. اما در این روزهای سرد کمبود گاز باعث اذیت شهروندان میشود وزندگی را تا حدی مخدل می کند.آیا براستی تعطیل کردن ادارات راه حل مشکل است مخصوصا اینکه تنها ۱ درصد در این دو روزاز مصرف گاز کم شده است.امتحان های دانش اموزان به بعد از دهه ی محرم موکول شده است.از تمام اینها جه نتیجه ای می توانیم بگیریم.

ما در جهانی زندگی می کنیم که هر ثانیه برای افزایش پیشرفت صنعتی و.. مهم است.اما در کشور ما به راحتی ادارات را تعطیل میکنند. دانشگاه تعطیل می شود.کمبود گاز و قطع چند ساعتی برق  وکنسل شدن پرواز ها که به کنار.

آنچه می شنویم این است که مجلس از جواب های متکی قانع نشده است و قصد استیضاح او را دارد.آیا ۲ وزیر کارامد دولت هفتم استیضاح میشوند؟یا دوباره منفعت عموم مردم و تمامیت ارضی فدای سیاست بازی ها می شود؟



 

هنوز دانشجویان آزاد نشدند.به راستی جرمشان چیست .گفتن حرف دل گویا تنها جرمشان است.ایا به راستی اینان طرفدار علی هستند.علی کسی بود که می گفت مردم باید اشکلات من را بگویند مردم باید مرا نصیحت کنند.وقتی به تقاضاهای مردم جواب داده نمی شوند چه سیاسی چه اقتصادی (که البته می دانیم مردم ایران مخصوصا در رابطه با مشکلات اقتصادی بسیار صبورند و اگر این صبوری نبود تا الان یا حق خود را می گرفتند یا کسانی را از طرف منصوب می کردند که به راستی لایق یدک کشیدن نام ایران بودند.)آن ها نیز از خشونت استفاده می کنند.آیا به راستی تجمع ۱۶ آذر انقدر فجیه بود که ۳۰ تن از دانشجویان را بگیرند.

روزگار غریبی است نازنین

دیدن  مادری که فرزند نخبه ی او به مدت یک ماه زندانی است سخت است.وقتی می پرسی فرزندتان فعالیت سیاسی داشته با بغض می گوید مثل خیلی ها ی دیگر نشریه دانشجویی داشت. جالب است وقتی بغض مادری می شکند مادر دیگر او را دلداری می دهد.

دانشجویان را آزاد کنید .        مطمئن باشید این یک درخواست نیست.



قاليباف چه می گويد

به نام خدا

مدت هاست منتظر شنیدن حرف های قالیباف هستم.البته حرف هایی که از دل براید .بالا خره لب گشود.مدت هاست که رابطه ی دولت و شهرداری دارای مطلوبیت های خوبی نیست و این مسئله برای کسی پوشیده نیست.احمدی نژاد در مصاحبه ی تلویزونی خود عملا عامل گرانی مسکن را شهرداری خواند و گویی کاسه صبر شهردار محترم لبریز شد.قالیباف پنج شنبه ۲۹ آذر  در سخنان خود  به طور کلی مدیریت کشور را مورد انتقاد قرار داد.مسئله ای که برای من جالب بود واقع بینی قالیباف است.قالیباف فردی است که واقعا دغدغه ی خدمت دارد .نه حرف های شعار گونه می زند.نه برای رای آوردن از اسمم دیگران بهره برداری می کند . نه کاپشن و شلوار می پوشد تا بگوید من عدالتخواه هستم زیرا به گفته ی قالیباف عدالت اخلاقی از انواع مختلف عدالتها  مهم تر است.قالیباف فردی است که زیاد صحبت نمی کند و در ضمن انسانی باسواد است و گذشته ی مشخص و درخشانی دارد و مثل بعضی ها در یک زمان مشخص ظهور نکرده و در یک کلام مدیری کارامد و غیر پوپولیستی است.

شایان به ذکر است که من در این پست کاملا غیر حزبی برخورد کردم .کاش به سطحی از توسعه ی سیاسی برسیم که بدون در نظر گرفتن حزب بازی ها به شایسته سالاری بپردازیم.